تبلیغات
ادبیات فارسی - فروغ فرخزاد
جمعه 1393/09/28

فروغ فرخزاد

   نوشته شده توسط: حفیظ اله اعظمی    


بر روی ما نگاه خدا خنده می زند

هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ایم

زیرا چو زاهدان سیه كار خرقه پوش

پنهان ز دیدگان خدا می نخورده ایم

 

پیشانی ار ز داغ گناهی سیه شود

بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا.

نام خدا نبردن از آن به كه زیر لب

بهر فریب خلق بگوئی خدا خدا

 

ما را چه غم كه شیخ شبی در میان جمع

بر رویمان ببست به شادی در بهشت

او می گشاید … او كه به لطف و صفای خویش

گوئی كه خاك طینت ما را ز غم سرشت.

 

توفان طعنه، خنده ی ما را ز لب نشست

كوهیم و در میانه ی دریا نشسته ایم.

چون سینه جای گوهر یكتای راستیست

زین رو بموج حادثه تنها نشسته ایم.

 

مائیم … ما كه طعنه زاهد شنیده ایم

مائیم … ما كه جامه تقوی دریده ایم؛

زیرا درون جامه بجز پیكر فریب

زین هادیان راه حقیقت، ندیده ایم!

 

آن آتشی كه در دل ما شعله می كشید

گر در میان دامن شیخ اوفتاده بود؛

دیگر بما كه سوخته ایم از شرار عشق

نام گناهكاره رسوا! نداده بود.

 

بگذار تا به طعنه بگویند مردمان

در گوش هم حكایت عشق مدام! ما

“هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

ثبت است در جریده عالم دوام ما”



عارفه
دوشنبه 1395/02/20 10:11 قبل از ظهر
سلام استاد چه شعر زیبایی از فروغ را انتخاب کرده اید.با ارزوی بهترین هااا
پاسخ حفیظ اله اعظمی : سپاس
دانش آموزتان
جمعه 1393/11/3 07:43 بعد از ظهر
سلام ، میشه هسته و وابسته های گروه اسمی {پدر این پسر آنجاست } رو مشخص کنین ؟ میشه پسر رو مضاف الیه برای پدر گرفت ؟
پاسخ حفیظ اله اعظمی : با سلام
پدر هسته
پسر مضاف الیه
این صفت مضاف الیه ( وابسته وابسته )
شاگردتان
جمعه 1393/10/12 07:32 بعد از ظهر
باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آنِ کیست .سلام استاد و خسته نباشید.
پاسخ حفیظ اله اعظمی : سلام
سپاس
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر