تبلیغات
ادبیات فارسی - هم‌آمیزی در واژه‌سازی
پنجشنبه 1393/11/9

هم‌آمیزی در واژه‌سازی

   نوشته شده توسط: حفیظ اله اعظمی    

هم‌آمیزی در واژه‌سازی


هم‌آمیزی در فارسی

هم‌آمیزی یکی از شیوه‌های واژه‌سازی است و عبارت است از ترکیب دو یا چند واژه، معمولا” همراه حذف یک یا چند حرف آن‌ها، در قالب واژه‌ی جدیدی که دربردارنده‌ی مفهوم واژه‌های ترکیب‌شده است.  مثلا” واژه‌ی «رزمایش» (مانور) از هم‌آمیزی «رزم» و «آزمایش» ساخته شده‌، یا واژه‌ی «موذمار» از هم‌آمیزی «موذی» و «مارمولک» به وجود آمده‌است.  هم‌آمیزی در فارسی چندان فعال نبوده‌ و در سال‌های اخیر در گروه واژه‌گزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی بیش‌تر به آن توجه شده‌است.

چند مثال دیگر:

آبفا (آب + فاضلاب)

آشغالانس (آشغال + آمبولانس)

رایانامه (رایانه + نامه)

ضابلو (ضایع + تابلو)

فینگیلیش (فارسی + اینگیلیش)

کاریکلماتور (کاریکاتور + کلمات)

مارموذ (مارمولک + موذی)

نستعلیق (نسخ + تعلیق)

نماهنگ (نما + آهنگ)

هلی‌برد (هلیکوپتر + بردن)

هوانیروز (هواپیمایی نیروی زمینی)

هم‌آمیزی در انگلیسی

در واژه‌سازی انگلیسی هم‌آمیزی (blending) فعال و زایاست.  مثلا” واژه‌ی smog (مه‌دود) حاصل هم‌آمیزی smoke (دود) و fog (مه) است؛  یا از آمیزش شیر (lion) نر و ببر (tiger) ماده حیوانی پدید می‌آید که آن را liger می‌خوانند.  واژه‌ای را که به این صورت ساخته شده blend یا portmanteau word (چمدان‌واژه) می‌نامند.

لوئیس کارول (Lewis Carroll) در رمان آن‌سوی آینه (۱۸۷۱)، که دنباله‌ی رمان آلیس در سرزمین عجایب (۱۸۶۵) است، از زبان هامپتی دامپتی (Humpty Dumpty) برای آلیس توضیح می‌دهد که واژه‌ی جدیدی که از طریق هم‌آمیزی ساخته می‌شود مانند چمدانی است که دو یا چند لباس در آن گذاشته‌اند.

چند مثال دیگر از چمدان‌واژه‌های انگلیسی:

beefalo: beef + buffalo

blaxican: black + Mexican

blaxploitation: black + exploitation

brunch: breakfast + lunch

carjack: car + hijack

cheeseburger: cheese + hamburger

Chinglish: Chinese + English

edutainment: education + entertainment

fanzine: fan + magazine

footvolley: football + volleyball

Franglais: Francais + anglais

guesstimate: guess + estimate

liger: lion + tiger

Microsoft: microcomputer + software

motel: motor + hotel

Oxbridge: Oxford + Cambridge

scotchka: scotch + vodka

slanguage: slang + language

Spanglish: Spanish + English

spork: spoon + fork

stagflation: stagnation + inflation

Tex-Mex: Texan + Mexican

webcam: web + camera

هم‌آمیزی در عربی

در عربی هم‌آمیزی، که آن را اصطلاحا” «نحت» می‌نامند، از دیرباز وجود داشته‌است.  مثلا” «مِشلوز» (زردآلوی هسته‌شیرین) حاصل هم‌‎آمیزی «مِشمِش» (زردآلو) و «لوز» (بادام) است.

چند واژه‌ی منحوت دیگر:

اِمّعة (ابن‌الوقت):  أنا معه (من با او هستم)

برمائی (آبی – خاکی؛  دوزیست):  بر (خشکی) + ماء (آب)

بَسمَلة (بسم الله گفتن)

حَمدَلة (الحمد لله گفتن)

حَوقَلة (لا حول و لا قوة الا بالله گفتن)

حَیعَلة (حی علی الصلاة گفتن)

کهرَطیسی (الکترومغناطیسی):  کهرباء (برق) + مغنطیسی (مغناطیسی)

 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.