تبلیغات
ادبیات فارسی - اضافه‌ی مقلوب
جمعه 1393/12/29

اضافه‌ی مقلوب

   نوشته شده توسط: حفیظ اله اعظمی    

اضافه‌ی مقلوب

در اصطلاح دستور زبان، ترکیب اضافی یعنی اسم + کسره + اسم/ ضمیر/ صفت:  پوست میوه، شاخه‌ی درخت، نام شما، دیوار بلند، آدم مهربان.  وقتی این کسره حذف می‌شود و مضاف و مضاف‌الیه یا موصوف و صفت جابه‌جا می‌شوند، اضافه‌ی مقلوب به وجود می‌آید؛  مثلاً «سردرد» و «بزرگ‌مرد» که در اصل «درد سر» و «مرد بزرگ» بوده‌اند.  این حالت را «قلب اضافه» می‌خوانند و واژه‌ی مرکبی را که به این صورت ساخته می‌شود «اضافه‌ی مقلوب».  برخی از اضافه‌های مقلوب به‌عنوان اسم‌های مرکب در زبان جا افتاده‌اند و در فرهنگ‌ها ثبت شده‌اند.

آب‌انبار

آبان‌ماه

آب‌راه

آب‌شش

بزرگ‌راه

بزرگ سیاه‌رگ

بزرگ‌مرد

ـ بها:  آب‌بها، اجاره‌بها، خون‌بها

به‌دانه

پیردختر

پیرزن

پیرمرد

تپ‌اختر

جوان‌مرد

ـ خانه:  سردخانه، کارخانه، کتاب‌خانه، گل‌خانه، مهمان‌خانه

ـ درد:  پادرد، چشم‌درد، دل‌درد، سردرد

دُردانه (دُردونه)

دست‌مزد

دلیرمرد

رادمرد

رنگ‌دانه

رنگین کمان

زادبوم

زادروز

زرداب

ـ زمین:  ایران‌زمین، مشرق‌زمین، مغرب‌زمین

ـ سرا:  دانش‌سرا، فرهنگ‌سرا

سرخاب

سرخ‌رگ

سردرد

سفیداب

سیاه‌دانه

سیاه‌رگ

شاه‌رگ

شاه‌کار

شب‌نم

شیرزن

کارمزد

کالابرگ

کدبانو

کدخدا

کهنه‌سرباز

گاوزبان

گلاب

گل‌برگ

ـ ماه:  آبان‌ماه، اردیبهشت‌ماه، بهمن‌ماه

ـ نامه:  بارنامه، روزنامه، سفرنامه، کارنامه، کتاب‌نامه

نوجوان

نوروز

نونهال

ـ واژه:  گل‌واژه، طنزواژه، نوواژه

 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.